السيد علي الحسيني الميلاني
35
نگاهى به حديث سد الأبواب (فارسى)
و مدينه را رها كردى و به خراسان آمدى ؟ ! گفت : براى دخترانم تلاش مىكنم . و به فرد ديگرى گفت : آمدهام تا از دينارها و درهمهاى حاكمانتان بستانم . آرى ، به خاطر همين مسائل و موارد ديگر بود كه مردم حاضر نشدند در تشييع جنازه او شركت كنند و هيچ كس جنازه او را حمل نكرد . از اين رو چهار مرد سياه پوست را اجير كردند تا جنازه او را بردارند و دفن كنند . « 1 » حديث وارونه به روايت ابوسعيد خُدرى اين حديث را بُخارى ، از اسماعيل بن ابى اويس ، از مالك ، از ابو نضر ، از عبيد بن حنين ، از ابو سعيد خُدرى روايت كرده است . مسلم نيشابورى نيز سند نخست را از عبداللَّه بن جعفر بن يحيى بن خالد ، از معن ، از مالك نقل كرده است . تِرمذى نيز به نقل آن پرداخته و از احمد بن حسن ، از عبداللَّه بن
--> ( 1 ) . گفتنى است كه ما شرح حال او را در كتاب التحقيق فى نفى التحريف : 270 - 274 آوردهايم . براى آگاهى از شرح حال وى ر . ك : تهذيب الكمال : 20 / 264 ، تهذيب التهذيب : 7 / 228 ، الطبقات الكبرى : 5 / 219 ، وفيات الاعيان : 3 / 265 ، ميزان الاعتدال : 5 / 116 ، المغنى فى الضعفاء : 2 / 67 ، الضعفاء الكبير : 3 / 373 و سير اعلام النبلاء : 5 / 12